تبليغاتX
اعتماد به نفس

صفحه اصلی

ايميل ما

آرشيو مطالب

طراح قالب

به وبلاگ مشاوره خوش آمدید!

منوي اصلي
لينکهاي سريع

آرشیو ماهانه
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
ادامه ی آرشیو ماهانه

لينک دوستان

حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
پزشکی
انجمن مشاوره دانشگاه علامه
انجمن روان شناسی ایران
سازمان نظام روانشناسی و مشاوره
انجمن مشاوره دانشگاه تهران
آموزش روان شناسی
وبلاگ سید حبیب حبیب پور
سرگرمی های پروازی
مشاوره و روان شناسی
معلم فرزندم (آموزنده)
رنگارنگ
آهنگ سکوت
رمز بازی کامپیوتر
به غنچه وا شده نیلوفر سوگند
خون خدا
سرزمین اجدادی من
وبلاگ احمد کمیجانی
گل سرخ
آموزنده
دهکده ی تفریحی تیزهوش ها
روزگار رهایی
هنر ، ادبیات ، موسیقی
medicine
آرامیس بنای ایرانیان
عاشقانه
حسرت
دفتر آسمان
با نوای کاروان
مرگ و مهر
به رنگ خدا
کلبه کوچیک
لینک بازار
پنجره ای رو به خدا
وبلاگ محمد رئیسی
بارانی
راهنمایی گلهای فاطمه (س)
وبلاگ آوا و یلدا
دختران آفتاب
داستان عبرت آموز یک زن
آسمانی ابری
رویای خیس
رویای عاشقی
سفري در دنياي ميكروسكوپي
دارالشيعه
در جستجوی خدایم
مرور روز
خلوت تابناک
سلامت
حرفهاي من نگفتني است
ستايش
شخصي
RoTaTory
ورزش و تفريح
رازهاي طلايي زندگي
نفس
چند دقيقه با هم
مطلع پرواز
روان شناسي مشاوره
از همه جاي دنيا
هواداران بارسلونا
نیازمندیها
هيئت منتظران قائم (عج) جوانان شهر سركان
امام زمان (عج)
مركز مشاوره ارغوان
روان شناسی روز
جور ديگر بايد ديد
ایران ملوان
بی تعارف
در انتظار ظهور
يك لحظه عشق
زندگي ارزش باختن ندارد
انجمن اسلامي فاطميه


لوگوي دوستان
این صفحه را به اشتراک بگذارید

آمار بازديد

اعتماد به نفس


خود را باور کن تا باورت کنند


اعتماد به توانايي

نوشته شده توسط محسن بابک نژاد در دوشنبه 1391/03/01 و ساعت 11:38


شوخ طبعي

روزنامه اطلاعات نوشت: چرا بعضی ها آنقدر عصا قورت داده و جدی هستند، بعضی شوخ و شاد و بامزه؟ چرا بعضی ها در مجالس دهان باز کنند همه را از خنده روده بر می کنند و بعضی دیگر پا به یک جمع بگذارند، همه معذب می شوند؟ خب این شوخ طبعی هم رمز و رازی دارد که باید آن را یاد بگیرید!

روانشناسان همیشه با مساله شوخ طبعی درگیر بوده اند چون هیچ کدام رمز آن را نمی دانستند. مثلا زیگموند فروید فکر می کرد شوخ طبعی ناشی از احساس برتری یا ناسازگاری است، در حالی که مارک تواین ریشه این رفتار را خوشی نمی دانست بلکه راز شوخ طبعی را در اندوه می دید.

اما حالا دانشمندان نظر نهایی شان را اعلام کرده اند و گفته اند شوخ طبعی ناشی از تخطی آرام و بی خطر از مسیرهای معمولی زندگی است و آدم های شوخ طبع کسانی هستند که قوانین دنیا را بدون آن که کسی آزرده شود، نادیده می گیرند. ما اصولا زمانی موضوعی را خنده دار می بینیم که آن موضوع برخلاف شیوه ها و شکل های پذیرفته شده معمولی زندگی مان به نظر برسد. اما به شرطی که این تفاوت بی خطر باشد و زننده به نظر نرسد.

تخطی از هنجارها بهترین مدل برای تشریح حس شوخ طبعی است. شوخ طبعی باید مانند نگاه کردن از میان پنجره ای با شیشه های ترک خورده باشد، در این صورت می توان موضوعی را دید اما آنچه دیده می شود متفاوت از واقعیت است. همچنین عبور بیش از اندازه از هنجارها می تواند موقعیتی را آزاردهنده و یا توهین آمیز کند که این به هیچ وجه خنده دار نیست.

بنابراین حتماً می توانید متوجه شوید که چرا یک موقعیت خنده دار در تمام فرهنگ های کشورهای مختلف خنده دار به شمار نمی رود؛ پاسخ واضح است: چون هنجارها در جوامع مختلف متفاوت اند و شیوه تخطی از آنها هم از فرهنگی به فرهنگ دیگر تفاوت دارد.

نوشته شده توسط محسن بابک نژاد در دوشنبه 1391/02/25 و ساعت 16:42


ميم مثل مادر ...

 میم مثل "مادر"

مادر اولین چیزی است که دراین جهان کشفش می کنیم؛ پیش از آن که خود را بشناسیم. این که می گوییم اولین "چیز" و نه حتا اولین "کس" به خاطر آن است که ما اشیاء و زبانی که با آن اشیاء را می نامیم  نیز از او می آموزیم. روانشناسان به ما آموخته اند که کودک در اولین مرحله از شناختنش نسبت به جهان، خود را چیزی جدا از مادر نمی داند. از  نگاه کودک او با مادر یکی است و از همان آغاز تولد می بینیم که كودکان به سختی از مادر جدا می شوند.

کودک با کلماتی که از دهان مادر بیرون می آید، یاد می گیرد که چطورچیزها را بنامد وبه اشیاء،کیفیت ها و مفاهیم نام دهد. در آغوش مادر با ترانه ها و قصه های اوست که انسان لحن و زیبایی و احساس را در می یابد ویاد می گیرد که کجا "کلمات " و "عواطف" را در هم می آمیزند.

ما جهان را از خلال زبانی که به فکر می کنیم، می اندیشیم. زبان را نیز آن گونه که از مادر می آموزیم، به کار می بندیم و به همین دلیل است که همیشه از عبارت " زبان مادری" حرف به   میان می آید. پس شاید بتوانیم بگوییم که ما جهان را به واسطه ی "مادر" درک می کنیم.

آری، زن نه نماد یا نشانه، بلکه خود بزرگی و مهربانی است، یا شاید بهتر است بگوییم خود عشق، با تمامی معانی مقدس اش. در عصر جاهلیت، عشقی که پیامبر عظیم الشان اسلام به دخترش، حضرت فاطمه (س) داشت، نشان از همین عظمت و بزرگی زن دارد. بیهوده نیست که بزرگان فرموده اند که هر ملتی که زن را بزرگ دارد، بزرگ خواهد شد.

زنان سرچشمه خرد و بزرگی، مهربانی و دور اندیشی اند و این همه شاید به خاطر روح بزرگ و دیگر خواه ایشان است. زنان همه چیز را نه برای خود که برای دیگران می خواهند و این روحیه از خود گذشتگی آن ها چه بسیار اشعار و قصه های زیبا که نیافریده است. زنان، عقل و خرد را نیز به شیوه ای ابزاری و برای کسب منافع شخصی، بلکه به عنوان   قوه ای ناب برای درک هستی به کار می برند و شاید همین شیوه از نگرش، خرد و تعقل نزد زنان را نیز ارجمند تر و بزرگ تر می کند.

زنان نه تنها به واسطه واقعیت مادی و حضور مادرانه شان از جایگاهی خاص برخوردارند، بلکه آنان گرما بخش کانون خانواده و محور اصلی آن نیز هستند.

در پایان رسیدن روز بزرگداشت مقام زن را بر تمام زنان كشورم تبریک و تهنیت عرض می نمایم .

نوشته شده توسط محسن بابک نژاد در شنبه 1391/02/23 و ساعت 10:37


ضريب هوشي

به گزارش عصر ایران : ” اینکه ایرانیان باهوش ترین مردم جهان ” هستند در سال های گذشته تقریبا تبدیل به ضرب المثلی معروف میان ایرانیان شده است، اما نتايج بعضي از تحقیقات انجام شده در این باره توسط دانشمندان نشان مي دهد كه ایرانی ها از نظر ضريب هوشي، جایگاهی متوسطي در جهان دارند .

به عنوان مثال “ریچارد لین ” روانشناس و استاد ۸۱ ساله دانشگاه اولستر بریتانیا در کتابی که در سال ۲۰۰۶ انتشار داد نتایج تحقیقات خود را در این باره منتشر ساخته است .

مطالعه ايشان بر روی تاثیر دو متغیر ” نژاد ” و ” هوش ” بر روی یکدیگر است ، لين در کتاب خود وضعیت ضریب هوشی مردم جهان را با توجه به نژاد بررسی کرده و به این نتیجه رسیده که باهوش ترین مردم جهان با ضریب هوشی ۱۰۵ و بالاتر مردم کشورهای شرق آسیا ( چین ، کره شمالی و جنوبی و ژاپن ) هستند .

در رده میانی کشورهای اروپایی، روسیه، آسیای مرکزی و قفقاز و حتی مغولستان قرار می گیرند که متوسط  ضریب هوشی آنها  ۹۰ تا ۱۰۰ است .

ایرانیان به همراه تمامی کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا ، هند ، پاکستان و کشورهای آسیای جنوبی و نیز دو قاره آمریکای شمالی و جنوبی در رده میانی یعنی با ضریب هوشی ۸۵ تا ۹۰ قرار می گیرند.

جایگاه چهارم از آن کشورهای آفریقایی است که ضریب هوشی آنها ۷۰ تا ۸۰ است و مردم اقیانوسیه ( استرالیا ) و کشور آفریقایی بوتسوانا ، با دارا بودن کمترین میزان ضریب هوشی یعنی ضریب هوشی ۶۰ تا ۷۰ در آخرین رده قرار می گیرند.

همچنین در تحقیقات پروفسور لین مشخص شده است که متوسط ضریب هوشی مردم دنیا رو به کاهش است . متوسط ضریب هوشی مردم جهان در سال ۱۹۵۰ بالای ۹۱ بوده است ولی تحقیقات پروفسور لین نشان می دهد که این ضریب در سال ۲۰۵۰ به ۸۶ کاهش خواهد یافت.

دلایل این امر می تواند متعدد باشد اما پیشرفت تکنولوژی و وابستگی به ماشین و تکنولوژی های مدرن به جای حفظ کردن و استفاده از مغز ، می تواند یکی از دلایل کم کاری مغز انسان ها باشد.

نوشته شده توسط محسن بابک نژاد در چهارشنبه 1391/02/20 و ساعت 9:22


روش زندگي

گروهي از فارغ التحصيلان پس از گذشت چند سال و تشكيل زندگي و رسيدن به موقعيت هاي خوب كاري و اجتماعي طبق قرار قبلي به ديدن يكي از اساتيد مجرب دانشگاه خود رفتند. بحث جمعي آن ها خيلي زود به گله و شكايت از استرس هاي ناشي از كار و زندگي كشيده شد. استاد براي پذيرايي از ميهمانان به آشپزخانه رفت و با يك قوري قهوه و تعدادي از انواع قهوه خوري هاي سراميكي، پلاستيكي و كريستال كه برخي ساده و برخي گران قيمت بودند بازگشت. سيني را روي ميز گذاشت و از ميهمانان خواست تا از خود پذيرايي كنند. پس از آنكه همه براي خود قهوه ريختند استاد گفت: اگر دقت كرده باشيد حتما متوجه شده ايد كه همگي قهوه خوري هاي گران قيمت و زيبا را برداشته ايد و آنها كه ساده و ارزان قيمت بوده اند در سيني باقي مانده اند. البته اين امر براي شما طبيعي و بديهي است. سرچشمه همه مشكلات و استرس هاي شما هم همين است. شما فقط بهترين ها را براي خود مي خواهيد. قصد اصلي همه شما نوشيدن قهوه بود اما آگاهانه قهوه خوري هاي بهتر را انتخاب كرديد و البته در اين حين به آن چه ديگران برمي داشتند نيز توجه داشتيد. به اين ترتيب اگر زندگي قهوه باشد، شغل، پول، موقعيت اجتماعي و ... همان قهوه خوري هاي متعدد هستند. آنها فقط ابزاري براي حفظ و نگهداري زندگي اند، اما كيفيت زندگي در آنها فرق نخواهد داشت. گاهي، آن قدر حواس ما متوجه قهوه خوري هاست كه اصلا طعم و مزه قهوه موجود در آن را نمي فهميم. پس دوستان من، حواستان به فنجان ها پرت نشود... به جاي آن از نوشيدن قهوه خود لذت ببريد. 

نوشته شده توسط محسن بابک نژاد در یکشنبه 1391/02/17 و ساعت 11:18


همسر عصباني

رفتار با شوهر بداخلاق، كار ساده ای نیست. مردان بیشتر كلامی هستند و به همین خاطر باید اجازه دهید عصبانیت خود را بیرون بریزند. درحالی كه زنان تمام خشم خود را درون خود نگه می دارند و با گریستن آن را نشان می دهند. درمورد یك زوج متأهل، تمام خشم مرد متوجه زن خواهد بود چون او نزدیكترین فرد به شوهرش می باشد.

خشمی كه از طرف شوهرتان سر می زند، مستقیماً شما را هدف قرار نمی دهد. در این شرایط شما به اندازه كافی به احساساتی شدن گرایش دارید. اندیشیدن به شوهرتان كه همیشه با خشم برخورد می كند، باعث می گردد احساس فرومایگی كنید و این امری كاملاً طبیعی است. شما باید یك قدم به عقب بردارید و عملاً به آنچه رخ داده است بیندیشید و دلیلی كه در پس این رفتار وجود دارد را بیابید.

استرس، ناامیدی و ترس، مردان را عصبانی می كند. می توانید به همسرتان بگویید كه با اینكه می دانید او این روزها چه استرس فراوانی دارد و این مسئله او را عصبی كرده است، اما این موضوع باعث شده كه رابطه زناشویی تان نیز تحت تأثیر قرار گیرد. با همسرتان شفاف و روشن گفت و گو كنید و او را بدون قید و شرط حمایت كنید.

 

روش هاي آرام کردن همسران خشمگین :

1 - نگذارید همسرتان درگیر خشم خود گردد. اگر دیدید عصبانی است، او را تنها بگذارید. اگر فكر می كنید كه مسئله خاصی باعث عصبانیت همسرتان می شود، از طرح آن موضوعات اجتناب كنید.

2 - عصبانیت به آسیب های فیزیكی و عاطفی می انجامد. با شوهرتان لجبازی نكنید. در عوض سعی كنید راه هایی برای درك و حمایت او بیابید.

3 - شما باید درون خودتان را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید. باید به این فكر كنید كه چرا همسرتان عصبانیت خود را برسر شما خالی كرد. غر نزنید، زیرا نتیجه ای جز انفجار عصبانیت و بدتر شدن شرایط ندارد.

4 - طوری رفتار كنید كه همسرتان با شما احساس راحتی كند. شما می توانید انفجار خشم همسرتان را با برقراری ارتباطی درست با وی، خنثی كنید. گفت و گو با همسرتان به هیچ وجه او را ناراحت نخواهد كرد. پس از اینكه با او گفت و گو كردید، درخواهید یافت كه همه چیز به حالت عادی بازگشته است. این زمان مناسبی است تا با شریك زندگی خود روبه رو شوید.

5 - شوهرتان را درك كنید. درك شما از او طغیان خشمش را كمتر می كند. در ضمن شنونده خوبی باشید.

6 - اگر متوجه شده اید كه شوهرتان بیش از اندازه عصبانی می شود، می توانید از یك متخصص كمك بگیرید. از او بخواهید كه خود را متعهد به انجام برنامه های مدیریت خشم نماید.

منبع : تبيان

نوشته شده توسط محسن بابک نژاد در شنبه 1391/02/16 و ساعت 10:12


عزت نفس

"عزت نفس" يک منبع انرژي است . يک چتر وسيعي است که" اعتماد به نفس " زير سايه آن است .

حال با توجه به مفاهيم بالا  مي توان گفت که: 

اعتماد به نفس واقعي همواره در درون خود شما توليد مي شود نه از بيرون.

اعتماد به نفس واقعي زاييده ي تعهد شما به خودتان است. .

نوشته شده توسط محسن بابک نژاد در چهارشنبه 1391/02/13 و ساعت 14:57


ديده بگشا !

حكايت مي كنند كه مردي ثروتمند در اتومبيل خود با سرعت از خيابان کم رفت و آمدي مي گذشت كه ناگهان از بين دو اتو مبيل پارک شده در کنار خيابان يک پسر بچه آجري به سمت او پرتاب کرد. آجر به اتومبيل او برخورد کرد. وقتي مرد پياده شد و ديد که اتومبيلش صدمه زيادي ديده است بسيار عصباني شد. پس به طرف پسرک رفت تا او را تنبيه کند. پسرک گريان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو، جايي که برادر فلج او از روي صندلي چرخ دار به زمين افتاده بود جلب کند.

پسرک گفت: اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت کسي از آن عبور مي کند. برادر بزرگم از روي صندلي چرخ دارش به زمين افتاده و من زور کافي براي بلند کردنش را ندارم. پس براي اينکه شما را متوقف کنم، ناچار شدم از آجر استفاده کنم.
نتيجه:

در زندگي چنان با سرعت حرکت نکنيد که ديگران مجبور شوند براي جلب توجه شما آجر به سويتان پرتاب کنند!

خداوند عالم در روح ما زمزمه مي کند و با قلب ما حرف مي زند، اما بعضي وقت ها، زماني که ما وقت نداريم گوش کنيم، مجبور مي شود با روش هاي ديگري ما را هدايت كند. اين انتخاب خودمان است که گوش کنيم يا نه !!!

نوشته شده توسط محسن بابک نژاد در یکشنبه 1391/02/10 و ساعت 15:2


آموختم كه ...

پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه می کشیدم که نابودت می کنم ! به زمینو زمان می کوبمت تا بفهمی با کی در افتادی! زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا می کشی و... خلاصه فریاد می زدم که دیدم یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمی رسید هی می پرید بالا و میگفت آقا گل ! آقا این گل رو بگیرید...

منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد میزدم و هی هیچی نمی گفتم به این بچه ی مزاحم! اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون و با فریاد گفتم: بچه برو پی کارت ! من گـــل نمیخـــرم ! چرا اینقد پر رویی! شماها کی می خواین یاد بگیرین مزاحم دیگران نشین و ... دخترک ترسید و کمی عقب رفت! رنگش پریده بود ! وقتی چشماشو دیدم ناخودآگاه ساکت شدم! نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند اومد! البته جواب این سوالو چند ثانیه بعد فهمیدم!

ساکت که شدم و دست از قدرت نمایی که برداشتم، اومد جلو و با ترس گفت: آقا! من گل نمی فروشم! آدامس می فروشم! دوستم که اونورخیابونه گل می فروشه! این گل رو برای شما ازش گرفتم که اینقد ناراحت نباشین! اگه عصبانی بشین قلبتون درد میگیره و مثل بابای من می برنتون بیمارستان، دخترتون گناه داره ...

دیگه نمی شنیدم! خدایا! چه کردی با من! این فرشته ی کوچولو چی میگه؟!

حالا علت سکوت ناگهانیمو فهمیده بودم! کشیده ای که دخترک با نگاه مهربونش بهم زده بود، توان بیان رو ازم گرفته بود! و حالا با حرفاش داشت خورده های غرور بی ارزشمو زیر پاهاش له میکرد!

یه صدایی در درونم ملتمسانه می گفت: رحم کن کوچولو! آدم از همه ی قدرتش که برای زدن یک نفر استفاده نمی کنه! ... اما دریغ از توان و نای سخن گفتن!

تا اومدم چیزی بگم، فرشته ی کوچولو، بی ادعا و سبکبال ازم دور شد! اون حتی بهم آدامس هم نفروخت! هنوز رد سیلی پر قدرتی که بهم زد روی قلبمه! چه قدرتمند بود!

نوشته شده توسط محسن بابک نژاد در شنبه 1391/02/09 و ساعت 10:39


ازدواج

● نکاتی که باید پیش از ازدواج با تفاوت سنی معکوس بدانید :

با توجه به شرایط فعلی جامعه و افزایش تعداد ازدواج هایی که زنان از مردان بزرگتر هستند، دیگر مشاوران مانند گذشته با این نوع ازدواج ها به شدت مخالفت نمی کنند بلکه تصمیم نهایی را بیشتر به خود فرد و شرایط فکری و روحی اش واگذار می کنند. یعنی اگر این اختلاف سنی معکوس، برای هر دو نفر و خانواده های آنها قابل هضم باشد، از ظاهر دو طرف قابل تشخیص نباشد و دختر و پسر در درک متقابل به مشکل برنخورند، در زندگی آینده هم مشکلی جدی به وجود نخواهد آمد. در چنین ازدواجی دو طرف باید سعی کنند که جایگاه های واقعی خود را علی رغم این تفاوت سنی پیدا کنند. یعنی زن در جایگاه زن خانواده باشد و نه مادر. و مرد در جایگاه مرد و تکیه گاه و شوهر باشد، نه پسر خانواده.

 

● به طور کلی این نوع ازدواج چند پاشنه آشیل دارد که باید به آنها توجه کنید:

▪ باید در نظر داشت که مطابق با عرف جامعه ایرانی بزرگتر بودن زن از مرد چندان پسندیده نیست و نگرانی از بزرگتر بودن سن دختر از پسر به دلیل مشکلات احتمالی است که در آینده به وجود می آید.

▪ وقتی زن از مرد بزرگتر باشد عمدتا قدرت مدیریت و کنترل بیشتری در زندگی دارد و از طرف دیگر این مرد است که دوست دارد مدیر زندگی زناشویی شود. این مساله هم در رابطه شما و همسرتان تاثیر می گذارد و هم در شیوه های فرزند پروری و گاه دیده می شود که پدر نقش سایه ای پیدا می کند.

▪ مساله دیگری که جای بررسی دارد نظر خانواده های دو طرف در مورد این انتخاب است. آیا خانواده ها با این مساله مشکلی ندارند؟ مخالفتی نکرده اند؟ مخالفت والدین در امر ازدواج فرزندان عمدتا نتایج خوبی به همراه ندارد چرا که این مخالفت تا بعد از ازدواج هم ادامه یافته و حتی موجبات تنش و اختلاف دایمی را ایجاد می کند.

▪ رشد و بلوغ دو طرف شرط اصلی و اساسی در این نوع ازدواج است. شما هر قدر فارغ از کلیشه های رایج تصمیم گیری کنید، باید قبول کنید که به طور طبیعی بلوغ شخصیتی پسران دیرتر از دختران اتفاق می افتد. مگر پسری که در شرایط خاصی رشد کرده، متکی به خود و خود ساخته است، به خانواده سرسپردگی و وابستگی مالی و فکری ندارد، خوب فکر می کند و عاقلانه تصمیم می گیرد. چنین فردی حتی اگر از همسرش کوچکتر باشد، باز می تواند زندگی را کنترل کند و مرکز ثقل یک خانواده باشد.

▪ تناسب در شرایط دختر و پسر و کفویت کمک می کند در آینده بدون اینکه انرژی زیادی صرف شود هماهنگی در نگرش ها وجود داشته و تفاهم ایجاد شود.

▪ دخترها به دلیل شرایطی همچون زایمان زودتر شکسته می شوند، بنابراین اغلب توصیه می شود که دختر چند سالی کوچکتر باشد تا تناسب در شرایط ظاهری در طول زندگی مشترک حفظ شود. به هر حال خانمی که از همسر خود بزرگتر است باید دغدغه بیشتری برای حفظ شادابی، جذابیت و جوانی خود داشته باشد.

▪ به طور کلی اگر دختر و پسری معرفت لازم در این زمینه را داشته باشند که مانع از مشکلات بعدی در زندگی شود منعی برای این نوع ازدواج ها نیست اما فراموش نکنید که در این نوع انتخابها بسیار باید دقیق بود و نسنجیده نباید اقدام کرد.

یک نکته بسیار مهم، مقطع سنی است که ازدواج در آن صورت می گیرد. بدون شک ازدواج پسری ۲۲، ۲۱ساله با دختری ۲۵، ۲۴ ساله بسیار چالش برانگیز است چون در این شرایط دختر و پسر در مقاطع سنی متفاوتی هستند. پسر هنوز در حال و هوای نوجوانی است و دختر وارد پختگی بزرگسالی شده است.

اما اگر همین تفاوت سنی ۳ تا ۴ سال در سال های بعد اتفاق بیفتد، مثلا دختر ۲۹ ساله باشد و پسر ۲۶ ساله این تناسب و هماهنگی بهتر انجام می شود و اختلافات زن و شوهر در شروع زندگی کمتر خواهد بود.

توجه داشته باشید که تفاوت سنی شما ترجیحا بیشتر از۵سال نباشد چون در این صورت شما در هر دهه از زندگی خود تقریبا یک نسل یا یک دوره با همسرتان تفاوت سنی خواهید داشت.

نوشته شده توسط محسن بابک نژاد در سه شنبه 1391/02/05 و ساعت 14:2


مطالب پيشين

اعتماد به توانايي
شوخ طبعي
ميم مثل مادر ...
ضريب هوشي
روش زندگي
همسر عصباني
عزت نفس
ديده بگشا !
آموختم كه ...
ازدواج
اعتماد به نفس واقعي
همسران جوان
سبزه نوروز
بازی زندگی
هفت سين سرور


درباره




در هر ذره ای از ذره ات، این نشان موجودست که "اوست آن خالق یگانه که هستی هر هستی ز هستی اوست"
mbabakn@yahoo.com


لوگوي ما
اعتماد به نفس


جستجو


پيوند هاي روزانه
شبكه هاي ماهواره اي سيما
آژانس چهار فصل
تبدیل تاریخ میلادی به شمسی و بلعکس
شبکه کتابخوانان حرفه ای ایران
زیارت کربلا
قرآن آنلاین
تعیین رتبه گوگل
ديوان شعرا
ساعت تهران و شهرهای مهم دنیا
قالب های وبلاگ پارس تولز

لیست تمام پیوند ها



صفحه اصلي | پست الکترونيک | اضافه به علاقه مندي ها | ذخيره صفحه | لينك آر اس اس | طراح قالب

Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by mooshavereh
Design By : wWw.Theme-Designer.Com